:::::نکته:::::
کاشکی یه روزی .. یه جایی .. یه اهی .. نگاهی ..
منو یادت بیاره باز دوباره.....
این شعر رو از اولین روز سال جدید تا این لحظه با خودم زمزم می کردم
تااینکه با توجه به تمام اتفاقاتی که تو این ۲۱ روز برام رقم خورد
و با توجه به تغییری که خیلی زیاد تو وجودم نسبت به اطرافیانم ایجاد شده.....
خوب اخرشو بگم خیلی فرق کردم نمیدونم .....
ولی فرق کردم.....
تظاهر میکنم که ترسيدهام
تظاهر میکنم به بُنبَست رسيدهام
تظاهر میکنم که پير، که خسته، که بیحواس!
پَرت میروم که عدهای خيال کنند
اميد ماندنم در سر نيست
يا لااقل .....
علاقه به رفتنم را حرفی، چيزی، چراغی .....!
و بر روي کاغذ سفيد
اينگونه می نویسم
چه کسي فکرش را مي کرد،
زندگي اينقدر زيبا باشد!
والبته این رو بگم که خیلی خوشحالم.....
+ نوشته شده در جمعه ۲۱ فروردین ۱۳۸۸ ساعت 3:29 PM توسط مهشاد_ا
|
